می  پرسد   : غمگینی !؟

نگاهش می کنم  

می گوید :

رنج و درد را می توان دید به نگاه

اما  به تکرار گفتن  آن

به  درمان  می نماید راه !

درد را  باید گفت

 باید نوشت ،

  شاید درمانگری

درد را باید فریاد زد

مگر  بشنود   آن که باید !

   شاید

و من ... فریاد می زنم !

  بی صدا