در مطالب و گفتگو ها از شعر و نثر ادب گرفته تا گفتگو های
عامیانه و حتی سیاسی ! کلماتی که به زبان استعاره و کنایه نوشته
و گفته می شود را ریاد می خوانیم و می شنویم و خوشبختانه مردم ما هم
ااگر هم به این زبان تسلط کامل نداشته باشند
به اندازه ی نیاز ! یعنی تا آنجا که ف را فرحزاد بخو انند از آن می دانند
فکر میکنم اگر این تشبیهات و کنایه ها در زبان ما نبود چه می کردیم
اگر نمیتوانستیم با کنایه جور آدم های ناسازگار را بگذاریم به حساب روزگار !
شاید اگر جور دیگر بود تشبیهات را چون تن پوشی زیبا بزای برای زیبا تر نشان
دادن کلمات بکار می بردیم نه مثل پوششی شیرین به دور دارویی تلخ
چون به یقین تشبیهات ریبا شعر و نثر را زیبا تر به تصویر می کشد
نمی دانم در زبان وادبیات دیگر سر زمین ها استعاره تا چه حد بکار میرود
نمیدانم آن ها هم مثل ما وقتی با در ! حرف می زنند منظورشان دیوار ست
نمیدانم آیا ! در زبان های دیگر گاهی بنا به وقت و روز وحال ! زمستان را بهار و
بهار را زمستان می خوانند . نمی دانم مردم دیگر سر زمین ها تا چه حد
از زبان استعاره استفاده می کنند
خدا را شکر کار استعار در زبان تصویر تداوم نداشت
وگرنه هنوز هم مجبور بودیم صدای ویلن و تار و سه تار
از تصویر روخانه بشنویم و درخت در و دیوار !