تنگ غروب ( هوشنگ ابتهاج - ه. ا . سایه )
یاری کن ای نفس که درین گوشه ی قفس
بانگی بر آورم ز دل خسته یک نفس
نه پرتو ستاره و نه ناله ی جرس
ای پیک آشنا برس از ساحل ارس
ای آیت امید به فریاد من برس
می خواره را دریغ بود خدمت عسس
رفتیم و همچنان نگران تو بازپس
سهل است سایه گر برود سر در این هوس
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۰۵ ساعت ۲:۳۰ ب.ظ توسط شادی
|