خطابه ی تدفین
غافلان
هم سازند،
تنها توفان
کودکان ، نا هم گون می زاید.
هم ساز
سایه سانان اند،
محتاط
در مرزهای آفتاب.
در هیئت زنده گان
مرده گان اند .
وینان
دل به دریا افکنان اند ،
به پای دارنده ی آتش ها
زنده گانی
دوشادوش ، مرگ
پیشاپیش ، مرگ
هماره زنده از آن سپس که با مرگ
و همواره بدان نام
که زیسته بودند ،
که تباهی
ازدرگاه بلند خاطره شان
شرم ساز و سر افکنده می گذرد.
کاشفان چشمه
کاشفان فروتن شوکران
جوینده گان شادی
در مجری آتش فشان ها
شعبده بازان لبخند
در شب کلاه درد
باجاپایی ژرف تر از شادی
در گذر گاه پرنده گان .
در برابر تندر می ایستند
خانه را روشن می کنند
و می میرند.
( احمد شاملو )
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ساعت ۹:۰ ق.ظ توسط شادی
|